الشيخ فاضل اللنكراني

20

اخلاق فاضل (فارسى)

تشيع و حيات نوين فقه شيعه بوده است ، از اين رو كلماتشان قابل بررسى و تحقيق است . « 1 » به خلاف ديگر مذاهب كه حتى نمىتوانند بعضى از كلمات خود را توجيه كنند ؛ چرا كه علماى آنان بيش از هشت يا نه قرن پيش مسايلى را مطرح كرده‌اند و پس از گذشت زمان ، هم اكنون مسايل جديدى به وجود آمده است كه طبيعتاً پاسخى براى آنها ندارند . زعمايشان مىگويند : همه بايد از آن چهار نفر تقليد و پيروى كنند « 2 » ! بنابراين ،

--> ( 1 ) . . . . عَنْ أَبِى حَمْزَهءَ الثُّمَالِى عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ 8 قَالَ : خَطَبَ رَسُولُ اللَّهِ ( ص ) فِى حَجَّهءِ الْوَدَاعِ فَقَالَ : . . . يَا أَيُّهَا النَّاسُ ! وَ اللَّهِ مَا مِنْ شَىْءٍ يُقَرِّبُكُمْ مِنَ الْجَنَّهءِ وَ يُبَاعِدُكُمْ عَنِ النَّارِ إِلَّا وَ قَدْ أَمَرْتُكُمْ بِهِ وَ مَا مِنْ شَىْءٍ يُقَرِّبُكُمْ مِنَ النَّارِ وَ يُبَاعِدُكُمْ مِنَ الْجَنَّهءِ إِلَّا وَ قَدْ نَهَيْتُكُمْ عَنْه . . . . ( بحار الأنوار ، ج 67 ، باب 47 ، ص 91 ) ابوحمزه ثمالى از امام پنجم ( ع ) نقل كرده كه رسول خدا ( ص ) در سفر حجهء الوداع خطبه‌اى ايراد فرمود كه : . . . اى مردم ! به خدا سوگند ! آنچه شما را به آسايش و بهشت نزديك مىكند و از رنج و عذاب دوزخ دور مىسازد فرو گذار نكرده و به او فرمان دادم و آنچه شما را به شقاوت و دوزخ مىكشاند و از سعادت و بهشت دور مىكند باقى نماند مگر اين كه دستور خوددارى از آن دادم . . . . ( 2 ) . در اواسط قرن چهارم - كه هنوز حكومت عباسيان ادامه داشت فقه اهل تسنن با ايستايى و ركود مواجه شد و اين ركود در نهايت به انحطاط فقه آنان انجاميد و علت آن اين بود كه پيروان پيشوايان مذهبى به پيروى از گفته‌ها و نظريات پيشوايان خود بسنده كردند و فقهاى جامعهء اهل تسنن به تدوين مذاهب اربعه ( حنفى به پيشوايى ابوحنيفه نعمان بن ثابت ، مالكى به پيشوايى مالك بن انس اصبحى ، شافعى به پيشوايى محمد بن ادريس و حنبلى به پيشوايى احمد بن حنبل ) پرداختند . در ميانهء قرن هفتم ، فقهاى اهل تسنن ، مذاهب اربعه را تنها مذهب رسمى و قابل قبول جامعهء اهل تسنن اعلام كردند و تبعيت از هر يك را براى مسلمانان كافى شمردند . اين عمل پيامدهاى تأسف بارى را براى جوامع اسلامى و فقه اهل تسنن به دنبال داشت كه از جملهء آنها مىتوان به موارد زير اشاره كرد : الف . بيگانه شدن فقه اسلامى اهل تسنن با موضوعات و مسايل مستحدثه و رويدادهاى نوين جوامع اسلامى . ب . جلوه كردن احكام فقهى به صورت سنت‌هاى راكد و بىروح و بىملاك و چه بسا خرافات . ج . منزوى شدن انديشهء اسلامى در مراكز علمى جهان به دليل ارائهء فتاواى ناصحيح و خلاف موازين عقل و شرع و معرفى آنها به عنوان مسايل و انديشه‌ها و قوانين اسلامى . د . شيوع پيروى از دستورات و نظريات كسانى كه فقيه نبوده و واجد شرايط پيشوايى و مقام افتا نگرديده‌اند .